مؤلف مجهول

63

شرح قصيده برده ( فارسي )

اويند . پس بدرستى كه آن حضرت آفتاب فضل است و پيغمبران ديگر ستارگان اويند كه انوار خويش را در تاريكى بر آدميان ظاهر ميكنند . يعنى تا آفتاب نبوّت حضرت رسالت ظاهر نشده بود ، عالم بانوار كواكب ديگر پيغمبران منوّر و مزيّن بود ، چون آفتاب وجود آن حضرت از افق هدايت برآمد ، و علمهاى انوار در اطراف عالم برافراشت ، مشعلهاى كواكب ديگر پيغمبران پنهان شد . شعر : درخشيدن ماه چندان بود * كه خورشيد رخشنده پنهان بود [ بيت 54 ] 54 أكرم بخلق نبيّ زانه خلق * بالحسن مشتمل بالبشر متّسم چه گرامى است خلق پيغمبرى كه زينت داد او را خوى خوب او كه مشتمل بود به خوبى و متّصف بود به گشاده رويى . [ بيت 55 ] 55 كالزّهر في ترف و البدر في شرف * و البحر في كرم و الدّهر في همم همچون شكوفه در تازگى و چون ماه چهارده در شرف ، و چون دريا در كرم و چون روزگار در همّت . يعنى : چه كريم و شريف است خلق و صورت حضرت پيغمبر كه زينت داده است آن صورت زيبا را خلق عظيم او ، و آن حضرت